السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
360
تفسير الميزان ( فارسي )
و شرب خمر ، به آن دو داده ، و به ستاره زهره نسبت ميدهد كه زنى زناكار بوده ، و مسخ شده كه اين خود مسخره اى خنده آور است چون زهره ستاره ايست آسمانى ، كه در آفرينش و طلوعش پاك است ، و خداى تعالى در آيه : ( الْجَوارِ الْكُنَّسِ ) « 1 » بوجود او سوگند ياد كرده ، علاوه بر اينكه علم هيئت جديد هويت اين ستاره را و اينكه از چند عنصرى تشكيل شده ، و حتى مساحت و كيفيت آن ، و سائر شئون آن را كشف كرده . پس اين قصه مانند قصه اى كه در روايت سابق آمد ، بطورى كه گفتهاند مطابق خرافاتى است كه يهود براى هاروت و ماروت ذكر كردهاند ، و باز شبيه بخرافاتى است كه يونانيان قديم در باره ستارگان ثابت و سيار داشتند . پس از اينجا براى هر دانشپژوه خرد بين روشن مىشود ، كه اين احاديث مانند احاديث ديگرى كه در مطاعن انبياء و لغزشهاى آنان وارد شده از دسيسه هاى يهود خالى نيست ، و كشف مىكند كه يهود تا چه پايه و با چه دقتى خود را در ميانه اصحاب حديث در صدر اول جا زدهاند ، تا توانستهاند با روايات آنان بهر جور كه بخواهند بازى نموده ، و خلط و شبهه در آن بيندازند ، البته ديگران نيز يهوديان را در اين خيانتها كمك كردند . و لكن خداى تعالى با همه اين دشمنيها كه در باره دينش كردند ، كتاب خود را در محفظه الهى خود قرار داد ، و از دستبرد هوسهاى هوسرانان و دشمنان آن حفظش فرمود ، بطورى كه هر بار كه شيطانى از شيطانهاى اعداء خواست ضربه اى بر آن وارد آورد ، با شهاب مبين خود او را دفع كرد ، هم چنان كه خودش فرمود : ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ ، ما خود ذكر را نازل كرديم ، و ما خود مر آن را حفظ خواهيم كرد ) « 2 » ، و نيز فرموده : ( وَإِنَّه ، لَكِتابٌ عَزِيزٌ ، لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه ، وَلا مِنْ خَلْفِه تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ، بدرستى قرآن كتابى است عزيز ، كه نه در عصر نزولش ، و نه بعد از آن هيچگاه باطل در آن راه نمىيابد ، كتابى است كه از ناحيه خداى حكيم حميد نازل شده ) ، « 3 » و نيز فرموده : ( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ، وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً ، ما از قرآن چيزها را نازل كردهايم كه شفاء و رحمت مؤمنين است ، و براى ستمگران جز خسران بيشتر اثر ندارد ) « 4 » ، كه در آن شفاء و رحمت بودن قرآن را براى مؤمنين مطلق آورده ، و منحصر براى يك عصر و دو عصر نكرده . پس تا قيام قيامت هيچ خلط و دسيسه اى نيست ، مگر آنكه قرآن آن را دفع مىكند ، و خسران
--> 1 - سوره تكوير آيه 16 2 - سوره حجر آيه 9 3 - سوره فصلت آيه 42 4 - سوره اسرى آيه 82